محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2716

تاريخ الطبرى ( فارسي )

وضع او معلوم شود . و نيز گويند : مغيره اين كار را از آن جهت كرد كه شنيد عتبة بن ابى سفيان به سالارى حج مىرسد . بدين سبب در كار حج شتاب كرد . در همين سال در ايليا با معاويه بيعت خلافت كردند ، اين را از اسماعيل بن راشد آورده‌اند . پيش از آن معاويه در شام عنوان امارت داشت . سعيد بن عبد العزيز گويد : على عليه السلام در عراق عنوان امير مؤمنان داشت و معاويه در شام عنوان امير داشت و چون على عليه السلام كشته شد معاويه را امير مؤمنان ناميدند . آنگاه سال چهل و يكم در آمد . سخن از حوادث سال چهل و يكم از جمله حوادث سال اين بود كه حسن بن على كار را به معاويه سپرد و معاويه به كوفه در آمد و مردم كوفه با وى بيعت خلافت كردند . زهرى گويد : مردم عراق با حسن بن على بيعت خلافت كردند ، با آنها شرط مىكرد كه با هر كه به صلح باشم به صلحيد و با هر كه جنگ كنم به جنگيد ، و مردم از اين شرط در كار خويش شك آوردند و گفتند : « اين يار شما نيست و اين سر جنگ ندارد . » از پس بيعت با حسن عليه السلام چندان مدتى نگذشت كه ضربتى به دو زدند كه وى را عليل كرد و به نفرت وى از مردم عراق بيفزود و از آنها بيمناكتر شد ، پس به معاويه نامه نوشت و شرايطى براى او فرستاد و نوشت اگر اينها را تعهد كنى من شنوا و مطيع توام و بايد تعهد خويش را انجام دهى . وقتى نامهء حسن به دست معاويه رسيد كه پيش از آن نامه اى سپيد براى حسن فرستاده بود كه زير آن مهر زده بود و نوشته بود : « در اين نامه كه زير آن را مهر زده‌ام هر چه مىخواهى بنويس كه انجام مىشود » و چون اين نامه به دست حسن رسيد